تبليغاتX
1 2 3 همه بی خیال غصه...

1 2 3 همه بی خیال غصه...

موج مکزيکي

بدون شرح!


سوتي تابلوتر از اين؟!


سعي نكنيد خنده‌تونو مهار كنيد.چون غير ممكنه....


 عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبد الواحد

اگه كسی دستهات رو گرفت و قلبت لرزید، عجله نكن... شاید بابا برقی باشه!

غضنفر مي خواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نمي كنه گوسفنده رو خفه مي كنه !!
 یه ترکه می خواسته یه ماهی رو خفه کنه، هی سر ماهی رو می کنه زیر آب و درميآره.

به يارو ميگن با سرعت جمله بساز ميگه: وييييييييييژژژژژ

دكتر: دو تا خبر دارم واستون.اوليش اينه كه شما 24 ساعت بيشتر زنده نيستيد.
دوميش اينكه ديروز يادم رفت اين خبرو بهتون بدم...

اصفهانيه ميخواسته عكس بگيره ميره تو اتوبان با سرعت 140 تا شروع ميكنه دويدن.

معتاده به دختره:چشاش بيشت لباش بيشت تيپش بيشت...
دختره:گم شو مرديكه
معتاده:انژباط شفر.

يه كانگورو بچه‌اش گم ميشه زنگ ميزنه به پليس ميگه آقاي پليس جيبمو زدند!

زن به شوهر: من 5 دقيقه ميرم خونه اقدس اينا تو هر نيم ساعت يه سري به غذا بزن.

زن:به من ميگفتي مثل پيرزنا هستم.موهامو كوتاه كردم.حالا بهتر شدم؟
مرد:آره.چون الان مثل پيرمردا شدي.

معلم:بگو ببينم آفريقا كجاست؟
شاگرد با گريه:آقا اجازه؟!چرا هر وقت يه چيزي گم ميشه به ما ميگيد؟

مادر و بچه جلوي قفس ميمون...
بچه:مامان اين ميمونه چقدر شبيه عمه كبراست!
مادر:عزيزم اگه به گوشش برسه خيلي ناراحت ميشه...
بچه:مامان من خيلي يواش گفتم.ميمونه نشنيد.

 

 

 

جمعه بیست و نهم آبان 1388 |

سلام به بر و بچ باحال...

آخ جوووووووووون ...دوباره زاینده رود زنده شد.با چشای خودم دیدم که آب داشت میرسید به سی و سه پل.

این دفه ۴ تا عکس میذارم.(به علت تاخیر و شلوغ بودن سر.)

این صحنه کلاس کودکان میباشد.پایه خنده...


اینم یکی از ترن هایی که مگه به خواب ببینید...




ترکه داشته برای دوستانش تعریف می کرده: آره یه بار که رفته بودم جنگل، یکدفه یه خرس بزرگ گذاشت دنبالم، من می دویدم، خرسه هم پشت سر من می دوید تا اینکه یهو خرسه شروع کرد به لیز خوردن. حالا من همینجور داشتم می‌دویدم…
دوستش میگه: خب تو واقعا خیلی نترسی‌ها. من اگه بودم حتما خراب می‌کردم!
ترکه می گه: پس فکر کردی خرسه چرا داشت لیز می خورد؟

توی اصفهان زلزله میاد, 78 نفر کشته میشن. 8 نفر در اثر زلزله, 70 نفر در زمان تقسیم کمکهای اولیه به مردم

سه نفر رو می خواستند اعدام کنند.
اولی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
یهو اعدامی داد می زنه: زلزله!!! همه سربازان فرار می کنند و خودشون رو روی زمین می اندازند و اعدامی هم فرار می کنه.
دومی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
یهو اعدامی فریاد می زنه: طوفان!!! همه سربازان فرار می کنند برن محل امنی پناه بگیرن و اعدامی هم فرار می کنه.
سومی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
یهو اعدامی فریاد می زنه: آتش

به ترکه میگن متاهلی یا مجرد؟
میگه: به نام خدا، کشاورزم!!!

به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟
گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم

ترکه دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن.
بعد ترکه از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دکتر می گه: البته، حتماً.
ترکه میگه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم

ترکه و دوستش داشتن با لگد می زدن تو شکم همدیگه.
يکی از اونجا رد می‌شده میگه: شما دو تا دردتون نمی‌گيره؟
ترکه میگه: نه پوتين پامونه

ترکه میخواسته زنشو نصیحت کنه میگه: هر وقت تو دستشویی یه سوسک دیدی فوراً با دمپایی فورا نزن تو سرش، بی توجه از کنارش رد شو، این کار از صدتا فحش براش بدتره!!!

ترکه میاد تهرون، ترافیک رو میبینه، میگه:‌ ماشاءالله به این میگن عروسی‌ها!!!!

همشهری عزیز. به جای ریختن آب پشت سر مسافر. انداختن تف کفایت می‌کند!!!
ستاد اصلاح الگوی مصرف

ترکه دندوناش طلا بوده، هر شب تو گاو صندوق می‌خوابيده!!

دوشنبه یازدهم آبان 1388 |

پاییزانه...

دوباره شهربازی رو باز کردن.این بار با رنجر.اما کو وقت؟از ۳شنبه صبح تا عصر بیمارستانیم.

بیخیال عکسا رو ببینید حالشو ببرید.





قاضي رو به متهم ميكنه و ميپرسه خانم شما چند سالتونه؟
خانم:25 سال
قاضي:خب حالا بفرماييد چند ساله كه 25 سالتونه؟

از حيف نون ميپرسن نظرت راجع به مار چيه؟
ميگه حيوون خيلي خوبيه اما حيف كه همش دمه!

حيف نون قبل از مرگش وصيت ميكنه قبر مرا با آب و صابون بشوييد تا هر كس رد ميشه بخوره زمين،بخندم روحم شاد شه...

حيف نون ميخواسته از همسايه‌شون نردبون بگيره با خودش ميگه الان اگه برم بگم نردبونتونو بدين شايد همسايه بگه نردبونمون كوتاهه يا بگه نردبون شكسته يا قرض داديم به يكي ديگه.خلاصه ميره دم خونه همسايه ميگه:برو بابا شما هم با اين نردبونتون..!
ديوانه اولي: من وقتي رو سرم مي‌ايستم خون تو سرم جمع ميشه ولي نميدونم چرا روي پاهام كه واميستم خون توش جمع نميشه.
ديوانه دومي:چون پاهات مثل كله‌ات تو خالي نيست.

به حيف نون ميگن آرزوت چيه؟ ميگه از اتاق عمل بيام بيرون بگم متاسفم!

معلم يه صندلي ميذاره وسط كلاس و ميگه يه مقاله بنويسيد و ثابت كنيد كه اين صندلي وجود نداره.يكي از شاگردا دو كلمه مينويسه و برگه رو ميذاره روي ميز معلم.اتفاقا نمره امل رو هم ميگيره.ميدونيد چي نوشته بود؟
نوشته بود:كدوم صندلي؟!

حيف نون تو قسمت كامپيوتر استخدام ميشه در پايان روز اول رييس ازش ميپرسه :خب امروز چكار كردي؟
ميگه :هيچي كليداي كيبورد نامرتب بود به ترتيب حروف الفبا مرتبش كردم...

یکشنبه پنجم مهر 1388 |
ثمین

ای بابا چرا اینقدر زود دیر میشه؟ اییییییی که وگفتم یعنی چه؟ چی میخوای بدونی؟ خب 20 سالم شد دیگه...
aftab66_asman@yahoo.com

پيوندهاي روزانه

آپلود

اخبار و مقالات روز پزشکی به همراه بانک اطلاعات بیماریها و داروها

راز دانلود

بهار20

مطالب اخير

پاییزانه...

تابستانه

پزشکی قانونی!

عنوان ندارد!

سال نو مبارک

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

پيوند ها

sayeh

روانشناسی1

پسر كش

parvaneh

سام

روانشناسی2

وب‌نوشته‌هاي يك پزشك

متنوع

بانک وب سایت

رپ

وبلاگ دانشجویان مامایی 86

سال ششم پزشکی

یک دانشجوی پزشکی

دانشجوی طب!!

سرزمین یخ

رایگانهای اینترنت

دكتر آبي دل

قلب عضوي براي زيستن

نم نم

پزشکی ....دنیای دیگری است

دلتنگی های سارا

آنلاين يا آفلاين؟

ஜ๑ღ♥ سنیــــــوریـــتــــــا ♥ღ๑ஜ

عالم پس از مرگ

روزهای دانشگاه

ღ♥ღ babygirlღ♥ღ

q.w

شهر فرنگ

نسيم

شوكول

اشکهای امین

روح سوار

ღ.•*♥*•.ღ نم نم بارون ღ.•*♥*•.ღ (درسا)

همسفر

سميرا

ஜ Šàŕá ŠђєγţơΘή ஜ

انرژی مثبت(الناز)

يك پزشك

پزشك ايراني

-×-میثم-ایران78(د-م-پ-ع و...)-×-

¤ چکاوکان عاشق ¤(همكلاسي)

کاش پسر بودم

سلام(آنجل)

اگه نميخواي بخندي نيا تو!!!(آق سعيد)

صبح درراه ست این را ستاره ها به من گفتند(تارا بانو

خاطرات میثاق: دانشجوی معروف پرستاری

! بـــــــــــهونه !

تقدير

ريز علي

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme